تبلیغات
" انچه در درون انسان است " - لیلی
جمعه 2 مهر 1389

لیلی

   نوشته شده توسط: فرشید    

.

تو این پست ابتدا میخوام از تمامی ابجی ها و داداشی های گلم تشکر ویژه داشته باشم به خاطر راهنمایی ها و همچنین نظرات زیباتون . و می خوام به همتون بگم دوستون دارم قد تمام ستارگان دنیا .

دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتتون دارم ابجی های گلم

دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتتون دارم داداشی های گلم

 

این شعر رو انتخاب کردم چون به نظرم به دنیای واقعی خیلی نزدیکه و شاید خود حقیقت این دنیا باشه .

لیلی

لیلی زیر درخت انار نشست

درخت انار عاشق شد

گل داد

سرخ سرخ...

گلها انار شدند

داغ داغ ...

هر اناری هزار دانه داشت . دانه ها عاشق بودند ، بی تاب بودند ، توی انار جا نمی شدند.

انار کوچک بود ، دانه ها بی تابی کردند ، انار ترک برداشت.

خون انار روی دست لیلی چکید

لیلی انار ترک خورده را خورد.

مجنون به لیلی اش رسید

خدا گفت :راز رسیدن فقط همین است ، فقط کافیست انار دلت ترک بخورد....

خدا گفت : لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من ، ماجرایی که باید بسازیش

لیلی درد است، درد زادنی نو ، تولدی به دست خویش

لیلی رفتن است ، عبور است و رد شدن

لیلی جستجو است ، لیلی نرسیدن است و بخشیدن.

لیلی سخت است و دور از دسترس

لیلی زندگیست ،زیستی از نوع دیگر.

شیطان گفت : لیلی تنها یک اتفاق است ، بنشین تا اتفاق بیفتد.

لیلی آسودگی است ، خیالی است خوش

لیلی ماندن است و فرو در خویشتن رفتن

لیلی خواستن است ، گرفتن و تملک

لیلی ساده است و همین جا دمدست است ....

و اینچنین دنیا پر شد از لیلی هایی زود.

در اخر این سؤال رو از شما دوستان گلم دارم که ایا این حقیقت دنیا نیست؟


نمایش نظرات 1 تا 30